سيد جلال مصطفوى كاشانى
424
مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى )
نفع شخصى ترجيح دهد ، از ناملايمات زندگى نهراسد و در برابر خستگىهاى جسمى و روحى مقاومت كند و حتى زندگى خود را براى سلامتى همنوعان خود به خطر اندازد و به يك جمله بايد گفت كه شرافت و مقام عالى پزشكى با شرافت خاص اين حرفه ملازمت دارد و پزشك به مصداق « احترام امامزاده با متولى است » بايد در حفظ اين شرافت بكوشد . بنابراين ، پزشك بيش از هر فرد ديگرى در جامعه بايد در انجام وظايفى كه اجتماع به عهده او گذاشته است ساعى و كوشا باشد . در ريگ ودا ، كه از كتابهاى مقدس و مذهبى هندىها در ده هزار سال پيش است ، از نيكوكارىها و فداكارىهاى پزشكان سخن رانده و به شرافت پزشكى اشاره شده است ، همچنين در آيورودا كه كتابى مربوط به زيستشناسى در هند قديم است ، از وظايف پزشكان مطالبى به ميان آمده است و در مصر ، كلده ، آشور ، ايران و يونان قديم پزشكان از احترام خاصى در جامعه برخوردار بودند و فيلسوفان و ادبا همواره آنها را مىستودند . فيثاغورث دانش پزشكى را يك هنر خدايى مىدانسته و براى آن شرافت خاصى قائل بوده است . در ازمنه بسيار قديم ، علم طب در حوزهء روحانيت جاى داشت و تقريبا عموم پزشكان مردمانى روحانى و از پيشوايان دين بودهاند . در زمانى نزديك به ما ، كروويليه استاد معروف دانشكدهء پزشكى پاريس ، به سال 1836 طى سخنرانى مهيجى اظهار كرد : وظيفهء پزشك مرادف با شرافت پزشكى او و بهمنزلهء زندگى معنوى يك انسان و حتى حيات اخلاقى يك جامعه است كه اگر خدشهاى به آن وارد شود ، به ضعف مىگرايد و اگر اين شرافت پزشكى از بين برود حيات انسانى درحقيقت نابود شده است . دايرة المعارف علوم پزشكى ، كه در اواخر قرن نوزدهم ، در صد جلد به زبان فرانسوى چاپ شده است و ما اين مطلب را از آن نقل و اقتباس كرديم ، پس از ذكر آن مىنويسد : آيا از اين سخن اين مطلب مستفاد مىشود كه پزشك بايد بنده و برده و غلام بيماران و كليه كسانى باشد كه به او مراجعه مىكنند ؟ مسلّما نه ، زيرا اگر پزشك وظايفى دارد ، حقوقى هم دارد كه مىتواند آن را مطالبه كند و چنانكه ولفگانگ گفته است : « در برابر وظايفى كه پزشكان دارند بيماران نيز متقابلا وظايفى نسبت به پزشك دارند » - دانش پزشكى به علت شرافت و احترام خاصى كه در جامعه دارد ، بايد به خود حق دهد كه متقابلا به او هم احترام بگذارند و به علت خدمات بسيار گرانبهايى كه انجام مىدهد ، توقع